پوزیشنینگ یعنی اینکه تو ذهن مخاطب جا بندازی که تو یا محصولت دقیقاً چی هستی، چه فرقی با بقیه داری و چرا باید بیاد سراغ تو. این نقشه پوزیشنینگ هم یه مدل تصویریه برای اینکه بفهمی تو کجای بازار وایسادی نسبت به رقبا.
نقشه پوزیشنینگ یه نمودار دو بعدیه. دو تا محور (X و Y) داره که هر کدوم نماینده یه ویژگی مهم برای مشتری هستن. مثلاً قیمت و کیفیت، یا سادگی و امکانات زیاد.
مثال:
فرض کن میخوای نقشه پوزیشنینگ برای یه اپلیکیشن تولید محتوا مثل «بیی محتوا» بکشی. دو تا ویژگی مهم برای مخاطب میتونه باشه:
محور افقی: قیمت (از رایگان تا گران)
محور عمودی: سادگی استفاده (از پیچیده تا فوقالعاده ساده)
تو این نمودار، نقاط مختلف برندهای رقیب و خودت رو میذاری، مثلاً:
Canva: سادگی بالا + قیمت متوسط
Adobe Express: سادگی متوسط + قیمت بالا
بیی محتوا: سادگی بالا + قیمت پایین (جای خاص خودت روی نقشه)
فرق پوزیشنینگ «محصول» و «شرکت» چیه؟
پوزیشنینگ محصول یعنی فقط اون چیزی که داری میفروشی دقیقاً کجای بازار وایساده؟ برای کیه؟ چه مشکلی رو حل میکنه؟ مثلاً یه دوره آموزشی خاص یا یه ابزار تولید محتوا.
پوزیشنینگ شرکت یعنی کل برندت چه هویتی داره؟ مردم وقتی اسم برندتو میشنون چه حسی بهش دارن؟ مثلاً بیی محتوا = منبع رشد و یادگیری با رویکرد سادهسازی و هوش مصنوعی.
🔹 مثال:
محصول: دوره «راهاندازی کسبوکار با هوش مصنوعی» → برای تازهکارها، یادگیری سریع، قیمت پایین.
شرکت: بیی محتوا → آموزش مسیر رشد، سادهسازی تکنولوژی، همراهی با هنرجو از صفر تا رشد.